افتاد و او در يمن مقيم شد. پايتخت آن صنعا در آن هنگام يكي از مراكز عمدهٴ فرهنگي عربستان بود. او رسالهٴ طبي مفصلي نوشت بهنام كتاب الرحمة في الطب و الحكمة.
5. آناطولي. بهتر است پزشكان عربينويس را جدا از تركينويسان بررسي كنيم. عربينويسان تنها سهتن بودند: محمدبن محمدآقسرايي، محمدبن محمود و حاجي پاشا. اولي شرحي بر موجز القانون ابن نفيس نوشت؛ دومي قراباديني به نام
روضةالعطر.
اما مورد حاجي پاشا بهويژه جالب است، چون انتقال از عربي به تركي را نشان ميدهد. او با اينكه در قونيه زاده شد و به تحصيل پرداخت، براي تكميل تحصيلات به قاهره رفت و اواسط عمرش را در آن شهر گذراند. سپس، به ميهنش بازگشت و مهمترين تأليفش
شِفاءالاٴسقام و دَواءالاًلام را در حدود 1380 در اِفِسوس تكميل كرد. اين كتاب هم مانند ساير آثار او به عربي است، ولي حاجي پاشا ضرورت نوشتن آثار پزشكي به زبان تركي را دريافت و خلاصهاي از شِفاءالاٴسقام را به تركي نوشت. البته او براي نوشتن اين كتاب به زبان تركي پوزش ميخواهد، چون استفاده از زبان تركي براي مقاصد علمي تازه داشت آغاز ميشد. پزشك مسلمان عادي ميانديشيد و ميگفت كه عربي تنها زبان معتبر و مناسب براي طب است، همچنانكه در اروپاي باختري همين را درمورد لاتيني ميگفتند.
با اين همه، گروهي كوچك ولي فزاينده از كساني بودند كه تنها به تركي مينوشتند. مثلاً، اسحاقبن مرادگِرِده دو رسالهٴ طبي به تركي نوشت (1388/ 1389). رسالهٴ ديگري به صلاحالدين انقروي شاعر منسوب است و ترجمهاي به تركي از يك رسالهٴ فارسي دربارهٴ بهداشت جنسي هم به نام صلاحالدين است (لقب صلاحالدين نامتداول نيست، بنابراين نبايد چنين نتيجه بگيريم كه اين دو صلاحالدين جز يكتن نيستند). دو رسالهٴ پزشكي هم به احمدي شاعر منسوب است. رسالهٴ بازداري تأليف محمودبن محمد بارجيني بيشتر به توصيف بيماريهاي بازها و معالجهشان اختصاص دارد. در توپكاپيسراي استانبول رسالهٴ مجهولالموٴلفي بهزبان تركي دربارهٴ بيطاري وجود دارد كه در سالهاي 1361 ـ1400 نوشته شده است.
مختصر آنكه نه رسالهٴ طبي به تركي تأليف شده بود. تعيين موٴلف برخي از آنها دشوار است و چندان در دسترس مورخ طب در غرب نيستند تا بتواند ارزش نسبي آنها را تعيين كند. ولي با اطمينان ميتوان تصور كرد كه اين آثار بازتابي از تأليفات عربي بود و بيشتر مورد استفادهٴ زبانشناس و مورخ آموزش و پرورش تركي است تا مورخ علم.
در خاتمه، چند كلمهاي دربارهٴ نسخهٴ خطي معروف تركي موجود در كتابخانهٴ ملي پاريس (ملحقات، تركي 693) بهنام
جرّاحنامه بايد گفت، كه رسالهاي بزرگ و مصور دربارهٴ جراحي است(205 برگ
5/26×18 سانتيمتر، 163 تصوير). نسخهٴ ديگري از همين كتاب در كتابخانهٴ فاتح استانبول است. هردو نسخه توسط يك نفر، احتمالاً خود موٴلف، كتابت و تزيين و در سال